Tuesday, October 15, 2013

دموکراسی یا دماگوگ - مردم سالاری یا مردم فریبی


واژه ها در روند و حرکت تاریخی بار معنایی مختلفی و حتی متضادی بخود می گیرند.

یکی از آن کلمه یا واژه، دموکراسی  یا  مردم سالاریست..مردم سالاری یا حاکمیت جمهور مردم، در مقابل فرد سالاری قرار می گیرد، که در شکلهای مختلفی ظاهر می شود. شاه سالاری، خدایگان سالاری، که بصورت خدایگان  شاهنشاه، آیت الله یا ولایت فقیه سالار و پاپ سالار... متجلی میکند.

در جوامع اولیه و ابتدایی، زنان و مردان کنار هم در کار خانه و شکار همکاری میکردند . معمولا زنان در خانه  و مردان بخاطر کار فیزیکی سخت در بیرون خانه کار میکردند. هم اکنون قبایلی در آفریقا ، جنگلهای آمازون در آمریکای جنوبی  بهمان روش اولیه زندگی میکنند.مشارکت در صید با هم همکاری میکنند. یک نفر یا چند نفر به عنوان کار کشته ، خبره ، پیشتاز و جلودار می شوند و در پایان کار، همه مثل هم در کنار، بدون برتری طلبی کنا هم زندگی می کنند. کسی احساس نمیکند که یک نفر بخاطر پیشتاز و جلودار بودن باید بر همه سروری و حاکم باشد.

در تاریخ متاسفانه کم کم زندگی کشاورزی و بعد شهری و داشتن امکانات مالی و سرمایه مردم از هم جدا و برتری طلبی و امکانات مالی بیشتر فاصله بین مردم را هم بیشتر کرد.

Monday, March 4, 2013

نظام ولایت مطلقه فقیه، جمهوریست یا سلطنتی؟


نظام ولایت مطلقه فقیه، جمهوریست یا سلطنتی؟

به بهانه  مقاله آقای نوری اعلا " سرمایه ملی یعنی چه"؟        حسن گلسفیدی                                                               


میگویند؛ ملتی که تاریخ خود را نشناسد محکوم به تکرار است.  اینکه چند هزار سال است که یک فرد یا رئیسِ یک قبیله با کشتار مخالفین، حتی فرزندان خود، سعی در گرفتن قدرت میکردند و با گذشت زمان و بی تفاوتی مردم  و ضعیف شدن قدرتش، یک قلدری دیگر میآمد و مخالفین را از دم تیغ می گزراند و دوباره عملکرد حاکم قبلی را دنبال میکرد و سالها با زور اجهاف بر مردم حکومت میکرد و دوباره فردی و گروهی دیگر... تاریخ نمایانگر جنگ و تجاوز و کشتار این جباران  است؛ سلسله های هخامنشی و ساسانی و خاندانهای  بنی امیه، بنی عباس، آل مظفر و آل زیاد وآل صفویه،ایل قجر.. نمونه بارز آن میباشند.

مردم ایران در سال 1357 سعی کردند که برای همیشه گردش باطل استبداد فردی پایان بخشند . بجای یک نفر یا یک خاندان، جمع مردم حکومت کنند و از طرف خود فردی یا افرادی را با رای آزاد خود بخدمت بگمارند که حکومت حق مسلم خود میدانستند. اما مردم از اکثر روحانیون که در تاریخ همیشه با قدرت بودند و توجیه گر جنایت،غافل شدند. اصلا کسی باور نمیکرد که یک آیت الله دروغ بگوید و مردم را فریب دهد! ولی در ظاهر روحانی خود را همراه مردم کرده بود و حرف دل همه مردم را تکرار میکرد و علناً سخنگوی مردم شده بود. دیگر نمیدانستند که قدرت بدست فرشته هم بافتد، دیو میشود. سخنان اقای خمینی در فرانسه(1)

Sunday, February 3, 2013

Double standard by Minister Kenney on Iran and Iranian refugees

در روز شنبه دوم فوریه 2013 در یک روز خیلی سرد تورونتو عده زیادی از ایرانیان و غیر ایرانی برای جلوگیری از اخراج سپهر حاجی پور دست به اعتراض زدند. منم هم در این اعتراض شرکت داشتم. در صحبتهای خود مثل دیگر سخنرانان از تبعیض بین افراد مطرح شد. چرا دولت استون هارپر به امثال خاوری و داماد بن علی و .. براحتی مقیم کانادا میشوند ولی افراد عادی اخراج می شوند؟
double standard by Minister Kenney on Iran and Iranian refugees- photos:  stop Sepehr Hajipour deportation to Iran

Thursday, December 6, 2012

ولایت فقیه یا خلیفه؟ فرعونیت در مصر


ولایت فقیه یا خلیفه؟ فرعونیت در مصر

فرعونیت در مصر همچون ایران در لباس فقیه مطلقه بر میگردد؟

کشورهای غربی با مردمسالاری (دموکراسی) و دولت ملی و مستقل  در نقشه خاور میانه بزرگ خود بر نمیتابند. نقشه خاورمیانه بزرگ برای کشورهای کشیده شده است که مستقیم در کنترل آنها نیستند. غرب سعی میکند با بوجود آوردن اپوزیسیون طرفدار منافع خود و مسلح کردن آنها با حمله نظامی آن کشورها را اشغال کرده؛ تا به منابع نفتی , گازی و استراتژیکی خود برسد و برای محکم کاری  با اختلافات قومی زبانی و مذهبی که در کشورهای منطقه وجود دارد, آنها را تقسیم نموده تا آسانتر بتواند کنترل کند. نمونه بارز آن را در افغانستان، عراق، لیبی و حالا در سوریه شاهد هستیم.

حمله به ایران هم قرار بود پس از یازده سپتامبر 2001 با محور شرارت خواندن  ایران بعد از افغانستان و عراق مرتکب شوند؛ ولی نتوانستند افراد صاحب نام و با نفود ،همچون حمید کارزای در افغانستان و چلبی در عراق , برای ایران پیدا کنند. شکست در عراق و افغانستان سبب شد، تغییری در سیاست غرب بوجود آید. اکنون بنظر میرسد، راهکارهای دیگری را دنبال میکنند. از جمله با نابودی کشورهای طرفدار رژیم ایران ؛ سوریه،  لبنان و فلیسطین؛آنوقت راحت تر به سراغ ایران بیایند. بهانه را هم دیکتاتوران منطقه با ظلمی که به مردم خود میکنند، فراهم می آورند. بین مردم و نظام ستمگر و آزادیکش فاصله  زیادی  وجود دارد. اکثرا مردم بخاطر سرکوب حالت انفعال میگیرند و بی تفاوت نسبت به کشور خود میشوند و به سیاست (هرچه پیش آید خوش آید) دل میبندند. رژیم ایران هم  در سرکوب مردمش از دیکتاتورهای دیگر پیشتاز است. با عمل خود نسبت به مخالفین ملی و مردمی و با رفتارش در رعایت نکردن حقوق بشر، به دشمن خارجی بهانه میدهد.

Saturday, August 11, 2012

حکومت جمهوری یا پادشاهی


حکومت جمهوری یا  پادشاهی

حسن گلسفیدی

بحث بر سر حکومت جمهوری و پادشاهی یا سلطنت ادامه دارد و سبب شده که انرژی و نیروی زیادی به هدر برود. بخاطر همین امر، ایرانیان در وضعیت کنونی که اکثرا متفق القولند که استبداد مذهبی حاکم، به بن بست رسیده و ریزش نیروها از درون آغاز شده و در دو حرکت اعتراضی در تیر 1378 و خرداد  1388 ونزدیک بود، از رژیم استبدادی مذهبی هم گذر کنیم؛ ولی به دلیل اختلافات نیروهای پیشتاز و نفوذ گروهای وابسته به بیگانه و به خشونت کشیدن آن و ترس  بازگشت دیکتاتوری در شکل دیگری و دلایل دیگر, به جنبش خود ادامه ندادند.

چرا مردم به مخالفین رژیم اعتماد ندارند؛ آیا، ترسشان بیمورد است یا براستی حق دارند زمانیکه گروها در گفتاری و کرداری شفاف نیستند؟

از زمان مشروطه تا کنون ,صد و شش سال میگذرد. سلطنت قاجار و پهلوی مشروطه سلطنتی را، زیر پا گذاشتند و بخصوص هر دو پهلویها  بکمک بیگانگان به سلطنت رسیدند و هر دو هم با کودتا بکمک بیگانگان حاکم شدند؛ هردوی آنها در خارج ایران فوت کردند. چرا بجایی اینکه از استبداد پادشاهی درس گرفته و از آنها  گذر کنیم؛ سعی در مشرعیت بخشیدن به آن و تسلسل و چرخش باطل  استبداد می پردازیم؟ از سرنوشت آنها که به مردم پشت کردند و به کشورهای خارجی دل بستند و هردو در غربت در گذشتند نمیآموزیم. نمیخواهیم قبول کنیم که بیگانگان هم تا آنجا که به منافع خود میدانند, از آنهااستفاده کرده، وقتی ببینند ورق برگشته ، دنبال فرد دیگری میروند و همین تجربه را در خوش خدمتی حسنی مبارک و بن علی دیدیم؛ تا آخرین لحظه از آنها بهره بردند بعد به آنها پشت کردند. شاهد بودیم و هستیم که غرب وقتی مردم برخاستند با همان اخوانالمسلمین ( یعنی دشمن خود ساختند ) حالا هم در سوریه علنا  گروه القاعده را مسلح کردند؛ یعنی همان کاری  که زمان جنگ سرد در مقابل شوروی کمونیستی کرده بودند! در ایران بعد از انقلاب 1357 هم شاهد اکتبر سرپرایز بودیم که روحانیت با جمهوریخواهان مخفیانه ضد و بند کردند ولی در ظاهر آنهای که میخواستند با احترام دو طرفه با همه کشورها، رابطه داشته باشند بعنوان خائن زندانی شدند.

Sunday, June 17, 2012

سالگرد پس ازانتخابات 1388 در تورنتو


سالگرد پس ازانتخابات 1388 در تورنتو

حسن گلسفیدی

روز شنبه 9 ژوئن برابر با 20 خرداد 1391 جبهه متهد دانشجویی و مرکز بین المللی حقوق بشر در ایران، در سومین سالگرد حوادث پس از انتخابات 1388 ، به بررسی چالشهای دموکراسی خواهی در ایران پرداختند.

در این جلسه چهار سخنران حضور داشتند ؛ آقایان مجتبی واحدی ، رضا مریدی ،فرخ زندی، اردشیر زارع زاده.

دو گروه برگزارکننده از دانشجویان و فعالان درون کشور در سالهای اخیر جنبش دانشجوی هستند. بنظر می رسید، راه کارها و کاربردها، از واقعیتهای و تاثیرآن در داخل را، مد نظر دارند. در این میان ، گروهای چند نفره ی هم، که خود را دموکرات و اپوزیسیون حکومت، میخواندند! سعی در بهم زدن جلسه را داشتند که توسط عده ای پلیس که در محل حاظر شده بودند جلوگیری شد.

 من متوجه نمیشوم عده ای دموکرات  و انقلابی! که در گذشته در کنفرنس برلن آلمان و جلسات دیگران را بجای تبادل اندیشه و نظر، سعی میکنند بهم بزنند چه منظوری دارند؟ آیا این روش دموکراسی است؛یا بهر طریقی رسیدن به قدرت است؟ در این سالها در نشستهای خود چند نفر بودند؟ چرا میخواهند بزور خود را مطرح کنند؟ فکر میکنند دیگران نمی توانند ضد حکومت شوند و اگر هم مخالفند، باید از اینها اجازه بگیرند و گرنه، از عوامل رژیم محسوب میشوند؟! گروه سلطنت طلب، داد از کشتار مردم توسط رژیم میزد و فقط به کشتار رژیم فقها می پردازد، انگار کشته شدگان در رژیم شاه،  ایرانی نبودند!

Thursday, June 7, 2012

جلال آل احمد ، دکتر علی شریعتی


جلال آل احمد ، دکتر علی شریعتی

حسن گلسفیدی

اگر در تاریخ کشور ما دقت کرده باشیم عده  کمی هستند که فرزند زمانشان هستند و دل بدریا میزنند و سعی میکنند . در سخترین دوران که حکومت گران حق سخن گفتن و نقد را بر نمیتابند، پیام خود را به مردم میرسانند. مبارزه برای آزادی و رهایی مرد م از قید بندگی، حق است؟ انسانهای که همه زندگی خود را ، در این راه گذاشتند و از هیچ چیزی دریغ نگردند. در زمانیکه زنده یادان آل احمد و شریعتی حرف میزدند کسی جرعت صحبت کردن نداشت . آل احمد با تجربه  مبارزه با استعمار و استبداد داخلی چه آنزمان در حزب توده بود و بعد بخاطر وابستگی آن حزب به روسیه و نداشتن استقلال در تصمیمگیری، همچون خلیل ملکی از آن جدا شد؛ ولی دست از عدالتخواهی ( سوسیال دموکراسی)  برنداشت.این انسانهای آزاده، آزادی و استقلال و عدالت اجتماعی برای مردم ایران میخواستند. هرچند اگر بخواهیم آنهای را به مذهبی یا غیر مذهبی بودن تقسیم کنیم از ارزش ایدالها و هدف آنها که عدالتخواهی و برابر خواهی هموطنان خود بود،کم نمیکند.هدف مهم است، نه وسیله. ایدئولوژی چه مذهبی چه غیر مذهبی وسیله است برای عدالت اجتماعی ؛ وقتی اهداف ملی را دنبال میکند معنی پیدا میکند. زنده یادان؛ محمد نخشب(سوسیال دموکراسی دینی) آل احمد ،خلیل ملکی شریعتی، بهرانگی، شعاعیان ، گلسرخی ... چنین افرادی بودند. آل احمد و شریعتی ، زمانی آگاهی رسانی میکردند که حکومت کودتا علیه دولت ملی، از مدرنته صحبت میکرد که ایران را به دروازه های بزرگ تمدن (بدون سهیم شدن، روشنفکران و مردم ایران)، برساند! یعنی مدرنزاسیون با صنعت منتاژ و اصلاحات ارضی همراه شدن با سرمایداری کمپرادور و نابودی صنعت و کشاورزی داخلی و وابستگی کامل به بیگانه. مدرنزاسیونی که بدون مدرنته و آزادی مطبوعات و نقد و ... دنبال می شد! کنار زدن مردم از شرکت در سرنوشت کشور؛ همانی میشود که سال 1357 اتفاق افتاد و حالا هم بوسیله حکومت فقها، بنام اسلام سیاسی تکرار میشود! حکومت مطلقه فقیه هم ، با کنار زدن مردم، در شرکت کشور خود همان راهی میرود که رژیم گذشته رفت؛هرچند، از پیشرفت ایران صحبت میکند؛و میگوید، همه جای ایران ، برق ، گاز ، تلفن، جاده، دانشگاه ، درست کرده؛ کشور را اتمی میکند، ماهواره  به فضا فرستاده و...  ولی  مردم از حق آزادی و شرکت در سرنوشت کشور  محرومند و نوابغ ایرانی یا از کشور فرار میکنند یا بوسیله دسیسه های داخلی و خارجی کشته میشوند. با همه اینها آیا مردم از حکومت راضی هستند؟ خیزش مردم در 18 تیر 1378 و 22 خرداد 1388 نشان میدهد که تا مردم در سرنوشت کشور خود شریک نباشند حتی حکومت بزور بخواهد آنها را به بهشت ببرد، قبول نمیکنند؛ چون وقتی آزادی نباشد، آنها را راضی نخواهد کرد.