واژه ها در روند و حرکت تاریخی بار معنایی
مختلفی و حتی متضادی بخود می گیرند.
یکی از آن کلمه یا واژه، دموکراسی یا
مردم سالاریست..مردم سالاری یا حاکمیت جمهور مردم، در مقابل فرد سالاری
قرار می گیرد، که در شکلهای مختلفی ظاهر می شود. شاه سالاری، خدایگان سالاری، که
بصورت خدایگان شاهنشاه، آیت الله یا ولایت
فقیه سالار و پاپ سالار... متجلی میکند.
در جوامع اولیه و ابتدایی، زنان و مردان کنار هم
در کار خانه و شکار همکاری میکردند . معمولا زنان در خانه و مردان بخاطر کار فیزیکی سخت در بیرون خانه
کار میکردند. هم اکنون قبایلی در آفریقا ، جنگلهای آمازون در آمریکای جنوبی بهمان روش اولیه زندگی میکنند.مشارکت در صید با
هم همکاری میکنند. یک نفر یا چند نفر به عنوان کار کشته ، خبره ، پیشتاز و جلودار
می شوند و در پایان کار، همه مثل هم در کنار، بدون برتری طلبی کنا هم زندگی می کنند.
کسی احساس نمیکند که یک نفر بخاطر پیشتاز و جلودار بودن باید بر همه سروری و حاکم
باشد.
در تاریخ متاسفانه کم کم زندگی کشاورزی و بعد
شهری و داشتن امکانات مالی و سرمایه مردم از هم جدا و برتری طلبی و امکانات مالی
بیشتر فاصله بین مردم را هم بیشتر کرد.
