Sunday, June 17, 2012

سالگرد پس ازانتخابات 1388 در تورنتو


سالگرد پس ازانتخابات 1388 در تورنتو

حسن گلسفیدی

روز شنبه 9 ژوئن برابر با 20 خرداد 1391 جبهه متهد دانشجویی و مرکز بین المللی حقوق بشر در ایران، در سومین سالگرد حوادث پس از انتخابات 1388 ، به بررسی چالشهای دموکراسی خواهی در ایران پرداختند.

در این جلسه چهار سخنران حضور داشتند ؛ آقایان مجتبی واحدی ، رضا مریدی ،فرخ زندی، اردشیر زارع زاده.

دو گروه برگزارکننده از دانشجویان و فعالان درون کشور در سالهای اخیر جنبش دانشجوی هستند. بنظر می رسید، راه کارها و کاربردها، از واقعیتهای و تاثیرآن در داخل را، مد نظر دارند. در این میان ، گروهای چند نفره ی هم، که خود را دموکرات و اپوزیسیون حکومت، میخواندند! سعی در بهم زدن جلسه را داشتند که توسط عده ای پلیس که در محل حاظر شده بودند جلوگیری شد.

 من متوجه نمیشوم عده ای دموکرات  و انقلابی! که در گذشته در کنفرنس برلن آلمان و جلسات دیگران را بجای تبادل اندیشه و نظر، سعی میکنند بهم بزنند چه منظوری دارند؟ آیا این روش دموکراسی است؛یا بهر طریقی رسیدن به قدرت است؟ در این سالها در نشستهای خود چند نفر بودند؟ چرا میخواهند بزور خود را مطرح کنند؟ فکر میکنند دیگران نمی توانند ضد حکومت شوند و اگر هم مخالفند، باید از اینها اجازه بگیرند و گرنه، از عوامل رژیم محسوب میشوند؟! گروه سلطنت طلب، داد از کشتار مردم توسط رژیم میزد و فقط به کشتار رژیم فقها می پردازد، انگار کشته شدگان در رژیم شاه،  ایرانی نبودند!

Thursday, June 7, 2012

جلال آل احمد ، دکتر علی شریعتی


جلال آل احمد ، دکتر علی شریعتی

حسن گلسفیدی

اگر در تاریخ کشور ما دقت کرده باشیم عده  کمی هستند که فرزند زمانشان هستند و دل بدریا میزنند و سعی میکنند . در سخترین دوران که حکومت گران حق سخن گفتن و نقد را بر نمیتابند، پیام خود را به مردم میرسانند. مبارزه برای آزادی و رهایی مرد م از قید بندگی، حق است؟ انسانهای که همه زندگی خود را ، در این راه گذاشتند و از هیچ چیزی دریغ نگردند. در زمانیکه زنده یادان آل احمد و شریعتی حرف میزدند کسی جرعت صحبت کردن نداشت . آل احمد با تجربه  مبارزه با استعمار و استبداد داخلی چه آنزمان در حزب توده بود و بعد بخاطر وابستگی آن حزب به روسیه و نداشتن استقلال در تصمیمگیری، همچون خلیل ملکی از آن جدا شد؛ ولی دست از عدالتخواهی ( سوسیال دموکراسی)  برنداشت.این انسانهای آزاده، آزادی و استقلال و عدالت اجتماعی برای مردم ایران میخواستند. هرچند اگر بخواهیم آنهای را به مذهبی یا غیر مذهبی بودن تقسیم کنیم از ارزش ایدالها و هدف آنها که عدالتخواهی و برابر خواهی هموطنان خود بود،کم نمیکند.هدف مهم است، نه وسیله. ایدئولوژی چه مذهبی چه غیر مذهبی وسیله است برای عدالت اجتماعی ؛ وقتی اهداف ملی را دنبال میکند معنی پیدا میکند. زنده یادان؛ محمد نخشب(سوسیال دموکراسی دینی) آل احمد ،خلیل ملکی شریعتی، بهرانگی، شعاعیان ، گلسرخی ... چنین افرادی بودند. آل احمد و شریعتی ، زمانی آگاهی رسانی میکردند که حکومت کودتا علیه دولت ملی، از مدرنته صحبت میکرد که ایران را به دروازه های بزرگ تمدن (بدون سهیم شدن، روشنفکران و مردم ایران)، برساند! یعنی مدرنزاسیون با صنعت منتاژ و اصلاحات ارضی همراه شدن با سرمایداری کمپرادور و نابودی صنعت و کشاورزی داخلی و وابستگی کامل به بیگانه. مدرنزاسیونی که بدون مدرنته و آزادی مطبوعات و نقد و ... دنبال می شد! کنار زدن مردم از شرکت در سرنوشت کشور؛ همانی میشود که سال 1357 اتفاق افتاد و حالا هم بوسیله حکومت فقها، بنام اسلام سیاسی تکرار میشود! حکومت مطلقه فقیه هم ، با کنار زدن مردم، در شرکت کشور خود همان راهی میرود که رژیم گذشته رفت؛هرچند، از پیشرفت ایران صحبت میکند؛و میگوید، همه جای ایران ، برق ، گاز ، تلفن، جاده، دانشگاه ، درست کرده؛ کشور را اتمی میکند، ماهواره  به فضا فرستاده و...  ولی  مردم از حق آزادی و شرکت در سرنوشت کشور  محرومند و نوابغ ایرانی یا از کشور فرار میکنند یا بوسیله دسیسه های داخلی و خارجی کشته میشوند. با همه اینها آیا مردم از حکومت راضی هستند؟ خیزش مردم در 18 تیر 1378 و 22 خرداد 1388 نشان میدهد که تا مردم در سرنوشت کشور خود شریک نباشند حتی حکومت بزور بخواهد آنها را به بهشت ببرد، قبول نمیکنند؛ چون وقتی آزادی نباشد، آنها را راضی نخواهد کرد.

Thursday, May 24, 2012

برای ایران چه میتوان کرد؟


برای ایران چه میتوان کرد؟

حسن گلسفیدی

شنبه 19 ماه می 2012 کنفرانسی در تورنتو کانادا با همکاری بنیاد فرهنگی فروردین برگزار شد که در آن، هم نخبها ( الیت) جامعه و هم عموم مردم شرکت داشتند.هدف برگزارکنندگان این کنفرانس شرکت دادن همه اقشار جامعه، در سرنوشت کشور خود بود. در سالهای گذشته بیشتر گروها و سازمانهای سیاسی این نوع سمینارها را برگزار میکردند که بیشتر دیدگاه های گروه یا حزب خود را مطرح میکردند؛ به همین خاطر، جهت گیری سیاسی این گروها به همه تحمیل میشد. ولی در این روزها، ما شاهد شرکت همه اقشار جامعه ،در سرنوشت کشور خود هستیم . همگی سعی میکنند نظرات و جهت گیری خود را هم، مطرح کنند. در سمینار و جلسات  گذشته،  گروهای سیاسی دنبال قدرت سعی میکردند غرب را متقاعد کنند که به ایران حمله کند و با شرکت و همراهی با گروهای  طرفدار حمله غرب به منطقه ، شاهد بودیم؛ در تظاهرات طرفداران حمله به لیبی و سوریه گروهای ایرانی،با آنها در تظاهرات، شرکت داشتند و اعلام میکردند که ما هم خواهان حمله غرب به ایران هستیم! ولی جامعه ایرانی با درایت دوراندیشی و تجربه کشتار و خرابی عراق ،افغانستان و لیبی، با شرکت در گردهمایها و جلسات و نوشتن مقالات روشنگری ، یک صدا در مقابل گروهای دنبال قدرت ایستادند و نشان دادند  که هرچند ، مخالف رژیم ضد آزادی و دموکراسی بر ایران هستند؛ در همان حال، مخالف ویرانی ایران و کشتار مردم خود هم می باشند. این حرکت خود جوش و خردگرایانه ، واضع و شفاف، مخالفت خود را علیه گروه های فرصت طلب ابراز داشته و اعلام کردند که ما نمیخواهیم ایران ما را مثل لیبی و عراق ویران کنند ؛ آنگاه یک حکومت دست نشانده ای همانطور که در افغانستان، عراق و لیبی بوجود آوردند برای ما بیاورند.

Thursday, May 17, 2012

مشرک چیست کافر کیست؟


مشرک چیست کافر کیست؟

حسن گلسفیدی

آقای سید حسن بنی طبا در ایران استار،هرهفته نوشتهای بنام اسلام، از کتاب احادیث مینویسند، که با قرآن،کاملا در تضاد میباشد.

این مطالب را اگر یک نفر غیر مسلمان مینوشت، روحانیون حکومتی، فتوای قتل او را صادر میکردند. همانطور که ایجانب مشغول یاد داشت و جمع آوری مطالب و تحقیق در قرآن  در این دو هفته بودم، مصادف شده است با فتوای، آیت الله های حکومتی، علیه خواننده رپ ایرانی در آلمان، که بیشتر به مغضلاتی که حاکمان بنام دین انجام داده اند، می پردازد؛ ولی عده ای که خود را بظاهر، مسلمان میخوانند، میتوانند قرآن را هم دروغ بپندارند و اصل دین که توحید است نفی، و شرک را جایگزین و خرافات را بنام دین تبلیغ کنند!

در ایران استار چاپ تورنتو کانادا، می 4 – 2012، ایشان، در یاد داشتی تحت عنوان «حادثه عجیبی که در شهر ری اتفاق افتاد» چنین نوشتند: ...در نزدیکی حرم عبدالعظیم حسنی درشهر ری، یک قبرستان قدیمی هست که به ابن بابویه معروف هست. این ابن بابویه همان شیخ صدوق است.... آرامگاه شیخ صدوق در گذر زمان، بخاطر حمله مغولان و جنگهای خوارزمیان و تیموریان و علل دیگرچندین مرتبه خراب و ویران شده  و سالها در زیر خاک پنهان گردیده بود؛ تا اینکه در حدود سال 1238 هجری قمری در شهر ری سیلی عظیم و ویرانگری آمد. در این حادثه، واقعه عجیبی نیز اتفاق افتاد، بعد از سالیان دراز، قبر مطهر شیخ صدوق کشف شد و بدن شریف وی تازه و معطر و کاملا سالم و بدون هیچگونه تغییر و عیب و نقصی هویدا گردید و یک عده از علما از جمله پدر مرحوم آیت الله مرعشی نجفی بر سر جنازه او حاضر شدند و در بین گل و لای سنگی را در کنار جسد یافتند که روی آن نوشته شده بود « این مرقد عالم کامل، مورد اعتماد اهل حدیث، صدوق طایفه، ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی است».

تاریخ حدیث، که در زمان خلفای بنی امیه و بنی عباس و صفویه در فرقه های مختلف اسلامی نوشته شده، آنقدر زیاد است که اگر پیامبر اسلام در تمام روز و شب، حدیث مینوشت و هیچ کاری دیگری نمیکرد؛ نمیتوانست این همه حدیث بگوید که نویسندگان حدیث ، بیش از دویست سال، بعد از وفات پیامبر، بنام پیامبر و خلفا و ائمه نوشتند! آنقدر حدیث نقل قول کردند که امروز یک طلبه اگر تمام عمرش را در حوزه، حدیث بخواند نمی تواند تمام کند!

چه انتظاری است که روحانیون فرقه های مختلف اسلام وقت نمیکنند که حد اقل کمی قرآن بخوانند و بفهمند که این حدیثها با اصل قرآن مطابقت دارد یا نه؟ آنقدر در دین غلو کردند و حدیث ساختند که انگار نه انگار این حدیثها متضاد با اصل قرآن است! اصلا خود خدا هم استقرالله، کم می آورد ! چطور ممکن است که جسم انسان بعد از هزار سال به خاک سپرده شده، بدن شریف وی تازه و معطر و کامال سالم و بدون هیچگونه تغییر و عیب و نقصی هویدا گردد؟! هر جسمی پس از مرگ طبق آیات قرآن، بخاک بر میگردد. شاید خدا در قرآن اشتبا گفته و این حدثها حقیقت دارند!

ش آیه 6 سوره 1-  اوست، كسى كه شما را از گل آفريد آنگاه مدتى را [براى شما عمر] مقرر داشت و ا جل حتمى نزد اوست با اين همه [بعضى از] شما [در قدرت او] ترديد مى‏كنيد

سوره 21 آیه 35-  هر نفسى چشنده مرگ است و شما را از راه آزمايش به بد و نيك خواهيم آزمود و به سوى ما بازگردانيده مى‏شويد



سوره 50 آیه 19- همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده

سوره 4 آیه 78- هر كجا باشيد شما را مرگ درمى‏يابد هر چند در برجهاى استوار باشيد

سوره 50 آیه 43- ماييم كه خود زندگى مى‏بخشيم و به مرگ مى‏رسانيم و برگشت به سوى ماست

سوره 56 آیه 60 -  ماييم كه ميان شما مرگ را مقدر كرده‏ايم و بر ما سبقت نتوانيد جست

در این آیات نشان میدهد، همه انسانها میمیرند وقتی که خدا یکی است و لی ضمیر جمع «ما» استفاده شده است به چه معناست؟ چه چیزی را میخواهد بگوید ؟ آیا غیر از این است «ما»یعنی این نظامات و قانون حاکم بر هستی ؟ قوانین حاکم بر هستی، طوری آفریده شده که این نظم باقی بماند ؟ مگر میشود از قوانین حاکم بر هستی گریخت؟ هر موجود زنده ای یک روز می میرد. مگر پیامبران از مرگ (و برگشت بخاک که از آن ساخته شدند)، توانستند بگریزند، که ابن بابویه بعد از هزار سال جسمش سالم و معطر باقی مانده باشد؟!

این قرائت به رای خویش در قرآن چه جایگاهی دارد؟ آیا این نوع برداشت  شرک و کفر نیست که دروغ به خدا می بندند؟

کنار این، شفاعت خواستن از پیامبر و امامان را هم اضافه کنید؛ که چگونه بجای خدا از انسانهای که آفریده خداست ، شفاعت می طلبند! در قرآن آمده، خود پیامبر فقط انذار و بیم و هشدار دهنده است.


سوره 3 آیه 6 - بگو گواهى چه كسى از همه برتر است بگو خدا ميان من و شما گواه است و اين قرآن به من وحى شده تا به وسيله آن شما و هر كس را [كه اين پيام به او] برسد هشدار دهم آيا واقعا شما گواهى مى‏دهيد كه در کنار خدا، خدايان ديگرى است؟  بگو من گواهى نمى‏دهم؛ بگو او تنها معبودى يگانه است و بى‏ترديد من از آنچه شريك [او] قرار مى‏دهيد بيزارم

سوره 5  آیه 18 - و به جاى خدا چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان زيان مى‏رساند و نه به آنان سود مى‏دهد و مى‏گويند اينها نزد خدا شفاعتگران ما هستند بگو آيا خدا را به چيزى كه در آسمانها و در زمين نمى‏داند آگاه مى‏گردانيد او پاك و برتر است از آنچه [با وى] شريك مى‏سازند

سوره 9 آیه 33 - بگو پروردگار من فقط زشتكاريها را چه آشكارش [باشد] و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانيده است و [نيز] اينكه چيزى را شريك خدا سازيد كه دليلى بر [حقانيت] آن نازل نكرده و اينكه چيزى را كه نمى‏دانيد به خدا نسبت دهيد

سوره 10 آیه 9 - اينان دانشمندان و راهبان خود و مسيح پسر مريم را به جاى خدا به الوهيت گرفتند با آنكه مامور نبودند جز اينكه خدايى يگانه را بپرستند كه هيچ معبودى جز او نيست منزه است او از آنچه [با وى] شريك مى‏گردانند




سوره 36 آیه 72 - بگو من تنها پروردگار خود را مى‏خوانم و كسى را با او شريك نمى‏گردانم



 سوره 6 آیه 5 - كسانى كه گفتند خدا همان مسيح پسر مريم است مسلما كافر شده‏اند بگو اگر [خدا] اراده كند كه مسيح پسر مريم و مادرش و هر كه را كه در زمين است جملگى به هلاكت رساند چه كسى در مقابل خدا اختيارى دارد فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آن خداست هر چه بخواهد مى‏آفريند و خدا بر هر چيزى تواناست

سوره 14 آیه 3 - كسانى كه به آيات خدا كفر مى‏ورزند و پيامبران را بناحق مى‏كشند و دادگستران و عدالتخواهان را به قتل مى‏رسانند آنان را از عذابى دردناك خبر ده

چرا دین و قوانین حاکم بر هستی  را تغییر میدهند؟ آیا غیر از این است که با شریک کردن پیامبران و امامان، با خدا ، میخواهند تقلب کنند و خود را نمیاینده آنها معرفی کنند؟ نشان بارز شرک و کفر( کفر هم یعنی حقیقت را پوشاندن) و بنام خدا و نمایندگی او، حق را نا حق و مردم را که در چشم خداوند هیچ فرقی با هم ندارند جز تقوا و پرهیزکاری، به روحانی و جسمانی تقسیم کنند! تا بتوانند همانطور که پاپ هزار سال حکومت مذهبی، علم و فکر را در اروپا  تعطیل کرده بود و حالا در ایران ولایت فقیه  را ،همان ولایت پیامبر، به مردم تحمیل کنند و هر ظلمی را بر مردم روا دارند ؟! درخاور میانه از حکومت طالبان چه کابل چه تهران  همان حکومت دینی پاپ را اینبار بنام اسلام بر مردم تحمیل میکنند و علنا علیه قرآن عمل میکنند. فتوای هیچ آیت اللهی نمیبینیم که در مقابل شرک و کفر حاکمان دینی که اصل توحید را نقض کرده اند، داده باشند! مگر قرآن نگفته باید به سخنان گوش فرا داد و بهترین آنها را انتخاب کرد ؟ چرا رسانه ها را سانسور میکنند ؛ نمیگزارند سخنان گفته شود؛ چرا هرکس سخنی و نقدی کند باید شکنجه و کشته شود حتی اگر آیت الله هم باشد چه رسد به روزنامه نگار و دانشجو و...

Sunday, May 13, 2012

توضیح برای خواننده گان گرامی درباره دکتر مصدق و ملی کردن نفت


توضیح برای خواننده گان گرامی  درباره دکتر مصدق و ملی کردن نفت

حسن گلسفیدی

با سپاس از خوانندگان گرامی نشریه ایران استار( تورنتو کانادا) و حساسیت آنها نسبت به نوشته من در تاریخ ، شانزده مارچ  2012 تحت عنوان ملی شدن نفت، دکتر مصدق یا آیت الله کاشانی؟ با تشکراز آقای علی جم که با نقد شیوای خود، در ایران استار آوریل 20- 2012 بر اطلاعات حقیر اضافه کردند و همچنین از دوست عزیز همزبان و هم تاریخ و هم فرهنگ افغان ، جناب آقای دکتر شفیع روانی که با خواندن مقاله من و نقد آقای علی جم ، مرا الزام نمودند که در باره آن، بیشتر توضیح دهم . ایشان هم مثل آقای علی جم  جملات نوشته شده در آن مقاله را علیه مصدق برداشت کردند.

در مقاله من عبارت( مصدق این سگ زنجیری استعمار) از قول حزب وابسته توده به شوروی که ادعا میکردند مصدق حزب توده را غیر قانونی کرده ، نوشته بودم؛ همه میدانیم که غیر قانونی بودن حزب توده بخاطر ترور شاه بوده، ولی با وصف آن ، مصدق آنها را آزاد  گذاشته بود و به تظاهرات علیه مصدق میپرداختند و کاریکاتور مصدق را در لباس پرچم آمریکا( یانکی) او را سگ زنجیره ای امپریالیست، میخواندند و مصدق هم  به همه آزادی داده بود، میگفت: همه و هرچه علیه من میکنند، آزادند.

اما در باره آیت الله کاشانی؛ که در ملی کردن نفت با مصدق همراهی کرده بود، سبب شد که نفت ملی شود؛ ولی آیت الله بروجردی در سیاست دخالت نمیکرد. بعد از ملی شدن نفت، بدلایل مختلفی که در در این نوشتار به آن نمیپردازم، کم کم کاشانی از مصدق فاصله گرفت تا جایی که همسو و همراه با کودتاگران شد و بعد ازکودتا و برگشت شاه از خارج که بخاطر شکست کودتای 25 مرداد از ایران فرار کرده بود؛ وقتی برگشت ، مستقیم بخانه آیت الله کاشانی رفت. عکسهای آن روزها هم اگر توجه کرده باشیم خواهیم دید که حتی با شعبان بیمخ و سایر ارازل و اوباش،همانطور که آقای علی جم بیشتر توضیح دادند، بخاطر پیروزی کودتا، جشن و عکس یادگاری گرفته بودند (1).

در تاریخ حاکمیت کنونی ولایت مطلقه فقیه، شرکت کاشانی در کودتا و همکاری با سازمان سیا آمریکا و ساواک شاه حذف شده ! در عوض نامه ای جعل کردند و میخواهند بگویند که آیت الله  کاشانی آنرا نوشته و در آن به دکتر مصدق در باره کودتا هشدار داده است! تا حالا این نامه کجا بوده که یکدفعه از جیب فقها پیدا شده ؛ الله اعلم! این کارها، از روحانیت بر می آید وقتی در پاریس میگویند ولایت و حکومت از آن جمهور مردم است ، ولی بعدا، 180 درجه تغییر میدهند و میگویند ولایت و حکومت از آن فقهاست! ما هم هنوز نفهمیدیم که در ایران جمهوری است یا حکومت مطلقه فقیه؟!

تغییر واقعیتهای تاریخی، فقط به رژیم استبدادی حاکم ختم نمیشود. چپهای چپ کرده براست هم دست کمی از دیکتاتوری فقها و رژیم گذشته  ندارند.

آقای حمید شوکت در سخنرانی خود در تورنتو هم مطرح کرده بود، که اگر مصدق با کاشانی همکاری نمیکرد ما حالا دیکتاتوری ولایت فقها را نداشتیم! این تحریفگر تاریخ هم ، یادش رفته که بعد از ملی شدن نفت کاشانی 180 درجه برگشت و به طرف کودتاگران پیوست و در سرنگونی دولت ملی و باز گردادن پای  بیگانگان به ایران، همکاری کرده بود.

حتما دوستانی که در آن جلسه بودند و بحث دو نفره بین من و آقای شوکت اتفاق افتاده بود بخاطر دارند؟

 موقعی که شاه  کنترل اوضاع را بعد از کودتا  بدست گرفت؛ با کاشانی در افتاد. آیت الله کاشانی دیر متوجه شد که چه کلاه گشادی سرش گذاشتند.کاشانی که این همه خدمت به بازگشت شاه کرده بود؛ وقتی او را کنار گذاشتند؛ همه گناهان را به گردن دکتر مصدق انداخت و میگفت مصدق لجباز بود! در صورتیکه او به حق عمل کرد و جانش را داد و در تاریخ ماند. ولی کاشانی و شاه با خیانت به آرمان ملت، مورد نفرین مردم قرار گرفتند.حالا هم رژیم فقها ، مصدق را فراماسیونری معرفی و آن را تبلیغ میکند و مردم را میفریبد

دکتر مصدق که به حق، الگوی کشورهای دیگر بوده و هست . بعد از پیروزی مردم ایران با همراهی دکتر مصدق، رهبران کشورهای زیر سلطه، جرئت پیدا کردند، تا منابع کشور خود را، همچون مصدق، ملی کنند.

مردم جهان این عمل دکتر مصدق را، مثل عمل گاندی در هند یا ماندیلا در آفریقای جنوبی، یک افتخار جهانی میدانند؛ که بدون تهدید نظامی و جنگ، فقط با سیاست  موازنه منفی با همراه کردن مردم و سیاستمداران ملی  توانست؛ بیگانگان را از غارت منابع ملی و دخالت  در سیاست و تصمیمگیری کشور، کوتاه کند.

در تازه ترین رویداد، رئیس جمهور آرژانتین ، کریستینا کرشنر، 16 آوریل 2012 اعلام کرده: (2)  که ما تنها کشور آمریکای لاتین حتی جهان هستیم که منابع نفت خود را ملی نکردیم. مصدق سال 1951 نفت ایران را ملی کرد، ناصرسال 1956 در مصر کانال سوئز را، الجزایر 1971، هوگو چاوز در وینزوئیلا و... ولی ما هنوز منابع کشور خود را ملی نکردیم.

شاهد هستیم که هر انسانی که برای مردم و کشورش کار مثبتی کرده باشد ،الگوی نه فقط برای کشور، بلکه جهانیان خواهد بود.

در پایان، این سوال را از ایرانیان آزاده و مستقل میکنم ؛ این روزها، کسانی را میبینیم که طرفداری از دموکراسی و حقوق بشر میکنند ولی الگوی آنها نه مصدق بلکه کودتا گران علیه مصدقند ؛ آیا میشود باور کرد که این افراد براستی دموکرات و ملی هستند؟!

امیدوارم با این توضیح کوتا ، خوانندگان گرامی ایران استار و این دو  دوست بزرگوار اقناع شده باشند.



. 1- عکس  آیت الله کاشانی و لاتهای تهران از جمله شعبان بیمخ

    http://mondediplo.com/2012/05/01argentina2-   

Saturday, April 28, 2012

پروژه، بیگانگان، نژادپرستان یا فرقه گراها!؟


پروژه، بیگانگان، نژادپرستان یا فرقه گراها!؟
حسن گلسفیدی
سعی من همیشه این بوده، که با یادآوری وقایع گذشته، درس گرفتن از آن، دوباره آنرا تجربه و تکرار نکنیم. ضرب المثلی داریم که میگوید: « هرکسی یکبار از سوراخ مار گزیده میشود»؛ ولی ما چند بار انقلاب کردیم که حکومت قانون و دولت مستقل و آزاد داشته باشیم. بیش از صد سال، سه بار تجربه انقلاب داریم، دوباره سر جای اول هستیم و باز میخواهیم برویم به طرف مار که برای ما، آزادی و دموکراسی بیاورد! ماری که نیشش را نه در کودتای 1299 و 1332 بلکه همین سالها، در دور و ور کشور خودمان، آثارش را به وضوع میبینیم ؛ هنوز تاریخی نشده است که از حافظه تاریخی ما زدوده شود!
در این چند جنبش ملی، علیه دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور، مردم ما ،سعی
کردند این وابستگی را از هم بگسلند؛ تا با دخالت آنها، که با سیاست «تفرقه بانداز و حکومت کن و .ثروت کشورها را به یغما ببر»، خاتمه دهند
در زمان قاجار رقابت برای کنترل حکومت و بستن قراردادهای چپاولگرایانه بین روسیه و انگلیس بود؛ زمان رضا شاه رقابت بین انگلیس و آلمان و در زمان محمد رضا شاه بین انگلیس و آمریکا.
دکتر مصدق که در این سه دوره حضور داشت، با تجربه‌ای که کسب کرده بود و با فراگیری قوانین بین المللی در حقوق، که درسش را در اروپا خوانده بود؛ توانست انگلیس را که بعد از انقلاب 1917 روسیه تنها مداخله گر در ایران بود، بدون خشونت و کشتار، از ایران بیرون کند و همه امور کشور را در دست .ایرانیها بسپارد
این حکومت ملی 28 ماه ادامه داشت و لی بیگانگان با دسیسه های مختلف سعی در سرنگونی آن کردند و موفق نشدند ولی شاه کشور پیشنهاد داد اگر میخواهید به ایران برگردید باید کودتا کرد!بکمک وابستگان از جمله آیت الله کاشانی، با ساخت و پاخت پنهانی با استعمار تازه نفس، یعنی آمریکا دوباره کشور را به کنترل خود در آوردند.
اما مردم ایران ننگ این خیانت شاه مملکت را،بعد از 25 سال، در انقلاب بزرگ با همبستگی همه اقشار مردم از همه اقوام و اندیشه و باور های مختلف، حتی نظامیان حکومت شاه، همراه با مردم به ستوه آمده از دخالت بیگانگان و غارت منابع ملی و بدتر از همه، تحقیر مردم با سابقه تاریخی و متمدن،بوسیله نظامیان آمریکایی، آن نظام وابسته را سرنگون کردند؛ نظامی که با تفرقه بین اقوام و باورهای مختلف و با جوک و مسخره و تحقیر کردن غیر فارس دامن میزد
متأسفانه بعد از انقلاب، روحانیون قشری و فرقه گرا ، راه دیکتاتور گذشته را تکرار میکنند! از موقعیت .گروهای متخاصم دنبال قدرت، به رقابت مرگباری دست زده اند
با متمرکز شدن حکومت به دست یک قشر محدودی از روحانیون ضد جمهوری ، آزادی و عدالت اجتماعی و خیانت به آرمان انقلاب( استقلال ، آزادی، جمهوری و عدالت اجتماعی) و فاصله گرفتن از مردم، سعی میکند به کشتار و شکنجه و زندان، حتی بدتر از رژیم شاه ادامه دهند
بعد از 33 سال حکومت خودکامه، حتی نزدیکترین افراد خودی هم از زندان و شکنجه، بی نصیب نمانده .است
این رژیم که فقط به قدرت نظامیان خود تکیه دارد، نمیداند که همین نظامیان را، هم شاه و هم حُسنی .مبارک در مصر و بن علی در تونس ...هم داشتند.
حالا متوجه شده‌اند آن جوانان مسلمان همیشه در صحنه ، حتی از نزدیکان خودشان هم، از آن‌ها فاصله میگیرند و در خیزش 22 خرداد 1388 بعد از تقلب در انتخابات فرمایشی، از فرزندان بیت رهبر هم، در کشتارگاه کهریزک بودند، در این میان رژیم،دو راه بیشتر ندارند؛ یا حکومت را به صاحبان اصلی آن یعنی مردم ، واگذارد،که برای آن انقلاب کرده بودند؛ یا مثل شاه از بیگانگان کمک بگیرد
سرنوشت وابستگان به بیگانه را هم میدانیم!آیا اشتباهی که شاه با کودتا علیه دولت ملی خود انجام داده بود و خود را از مردم جدا و وابسته به بیگانه کرده بود، حکومت مطلقه فقیه هم میخواهد تجربه کند!؟ وقتی خشم مردم برخیزد، این دوستان بیگانه، آن‌ها را تنها خواهند گذاشت؛ شاهد بودیم وقتی تاریخ مصرف نوکران تمام شود ، برای منافع خود، با کسان دیگر ضد و بند میکنند
اشتباه دیگر حکومت فقها، که رژیم پهلوی هم به آن دست یازیده بود، تفرقه و ضدیت با اقلیتهای مذهبی و قومی است؛سعی میکند،آنها را،به جنگ فرقه ای و قومی بکشاند؛ تا بیگانگان بهترین وسیله .توجیه، دخالت بشر دوستانه و حمایت از مردم تحت ستم!، وارد عمل شوند
بنظر میآید اقلیتهای مذهبی و قومی که در رژیم گذشته مورد تحقیر بودند و حالا هم حکومت فقها به آن .دامن زده، شکاف بین آن‌ها را بیشتر میکند
گروهای قدرت طلب نظام گذشته هم، سعی میکند با علم کردن نژاد پاک آریا و توهین و تحقیر اقوام مختلف و دین مردم مسلمان و اعراب خورستان، ایران را فقط برای ایرانی فارس بدانند و سعی میکنند، دینی نژاد پرست، مخصوص فارس را برای ایران بیاورند! با شعار «هیچ ایرانی مسلمان نیست و هیچ مسلمانی ایرانی نیست» بیشتر به تفرقه و جدایی اقوام و مذاهب مختلف می پردازند و برای تکه پاره کردن ایران، هم صدا با رژیم فقها میشوند!؟
دکتر و پرفسورهای، دین شناسی پیدا شدند که در زمان شاه از شاه اسلام پناه طرفداری و توجیه گر دیکتاتوری شاه و تک حزبی کردن و بوجود آوردن، سلطنت مطلقه، کنارش بودند؛ولی حالا،شاه اهورامزدایی می سازند! همان دینی که وارد حکومت شد، کشتار مزدکیان کرد. این دانشمندان،با کپی حدیث از روحانیون و حدیث سازان ، آنرا بنام خود چاپ میکنند! احادیثی از شیعه و سنی، زمان بنی امیه و بنی عباس و صفویه، که برای توجیه حکومت ظلم زمان خود، بوجود آورده بودند؛ حدیث سازانی همچون طبری، ابن هشام، محمد کلینی و
این افراد تازه محقق با آوردن این احادیث ولی بعنوان مخالف، دین مردم را، مورد تمسخر، قرار میدهند؛ همان کاری که اکثر روحانیون به عنوان موافق دین، با این احادیث ساختگی، علیه دین و اخلاق میکنند.
اگر افراطیون مذهبی شیعه غالی حاکم بر کشور، ایران را فقط برای شیعه و نژادپرستان آریایی، فقط برای قوم فارس، بخواهند؛ چه انتظاری برای افراط گرایان اقوام دیگر داریم که نگویند : من آذری، من کرد ،بلوچ، ترکمن اهل سنت و یا شیعه عرب خوزستان، چه لزومی دارد با فارس زندگی کنم که مرا نفی و مورد توهین قرار میدهد!؟
طرفداران ولایت مطلقه فقیه، یا شیعه غالی که فقط برای قدرت، سعی در تفرقه بین مردم ایران دارند ؛ با اقوام و مذاهب مختلف، حتی با اکثر شیعیان و اکثر روحانیون هم اختلاف دارند؛آیا فکر میکنند بخاطر ماندن بر اریکه قدرت(زور)، میتوانند برای همیشه حکومت کنند!؟
آیا نژاد پرستان فارس یا ترک...با این شعارهای تفرقه انگیز، دست به دست دشمن خارجی و همسو با آن‌هانیستند که سعی دارند ایرانیها را بجان هم باندازند!؟
آیا بالاخره، بیگانگان بدون این اختلافات و تفرقه داخلی، که خود مسبب آن هسیم ،میتوانند کشور را مورد حمله نظامی قرار دهند!؟
هشیار باشیم آنهای که بنام مذهب و ایدئولوژی و یا قومی سعی در تفرقه مردم ایران دارند،دانسته یا ندانسته، آتشبیار جنگهای قومی و مذهبی می شوند؛ همانطور که بیگانگان دیروز با کودتا و امروز با بهانه های بشردوستانه با اختلاف قومی، کشورها فقیر را مورد تاخت و تاز قرار میدهند و آن‌ها را اشغال میکنند ! در بعضی از این کشورها به بهانه سلاح کشتار جمعی ،در بعضی بنام تروریست و یا اختلافات قومی و نژادی،در شرف تقسیم بقیه جهان هستند؛ یوگسلاوی،یونان،اسپانیا، لیبی، عراق، سوریه و... برای کنترل اقتصادی و غارت جهان ادامه میدهند


چرائی شکوفائی مجدد مذاهب در دنیا


چرائی شکوفائی مجدد مذاهب در دنیا

حسن گلسفیدی

از آنجایی که قرار بود با حاکم شدن علم در غرب،بعد از روشنگری بساط دین و مذهب برچیده شود ولی بعد از چهارصد سال حکومت، بنام علم و سکولار، دوباره مذهب رشد پیدا کرده و در مرکز تمدن غرب و حکومت سکولار (آمریکا) رشد مذاهب از همه جای جهان بیشتر شده است! علت چیست؟
چه شده که ساموئل هانتنگتون و سایر فیلسوفان غرب سرمایداری از جنگ مذاهب صحبت میکنند؟جرج بوش علنا اعلام جنگ صلیبی در حمله به عراق،علیه مسلمانها بیان داشت!؟
شگفت انگیز اینکه با سرنگونی امارت اسلامی طلبان حکومت جمهوری اسلامی افغانستان بوجود آمد! در عراق و تونس و مصر هم با سرنگونی دولتهای سکولار، غرب ضد دین اسلام ،همکاری با گروهای مذهبی را دنبال کردند و دولت اسلامی اخوان المسلمین جایگزین شد!
اگر مذهب در جهان کرسنه فقط نمود میکرد، میشود گفت که آن‌ها از قافله تمدن عقب نگه داشته شدند! وقتی در مرکز دنیای متمدن همه رسانهای عمومی، کلیساها و محلهای دعا و نیایش و... برای تبلیغات دینی استفاده می‌شود و بازار داغی پیدا کرده، و حتی پروفسور مبتکر کتاب جنگ تمدنها و مذاهب ( هانتنگتون) برای جلوگیری از رشد دین اسلام ،برگشت به چالشهای هویت مذهبی مسیحی برای اروپا و آمریکا متوسل می‌شود و قبل از مرگش، کتاب<ما کیستیم > (1) دست می یازد! چه اتفاقی افتاده که این همه مبارزه علیه مذهب، برگشت آنرا دوباره شاهدیم؟آنهم از نوع بنیادگرا و خشونت طلب!؟
وقتی علم، بعد از رنسانس فقط بُعد مادی بخود گرفت و روح انسانی کنار گذاشته شد، با وجودی که نمی‌توان، روح موجود در انسان‌ها را نفی کرد، جای خالی آن، باید پر میشد نه اینکه بکنار گذاشته میشد. وقتی انسان موجودی ناشناخته معرفی شد، معلوم نشد که روح است یا ماده، خدا هست یا شیطان ، برای چه بدنیا آمده و برای چه میمیرد؟ بعد مرگ بکجا می‌رود و...؟
خانه ای برای این موجود ناشناخته، ساخته شد که جایش تنگ بود ؛ معلوم بود که این موجود ناشناخته کارش به بن‌بست میرسد! علم به خیال خود با کنار گذاشتن روح انسان میتواند، زمین را بهشت انسان‌ها کند ولی حتی برای جسم این انسان‌ها نیز نه اینکه بهشت نساخت بلکه همین زمین را با مبنا قرار دادن سود و لذت و قدرت(زور) به جهنمی تبدیل کرد که لذت و سود و درآمد به یک در صد از مردم رسید و نود و نه در صد در فقر و تنگدستی و کار شبانه روزی، مرد و زن باید بدوند تا قرضهای بانکی خود را بتوانند پرداخت کنند که خانهای آن‌ها توسط بانکها، با یک ماه تأخیر مصادره نشود
تجربه غرب بعد از گذشتن از دیکتاتوری ولایت پاپ که هزار سال در قرون وُسطا حکومت میکد و عقل را تعطیل کرده بود،ما را به تأمل وا میدارد که در ایران، بعد از چهارصد سال از سرنگونی ولایت مطلقه پاپ، اینبار به نام ولایت مطلقه فقیه در اسلام سیاسی تجربه میکنیم !؟
چه نقشی باید روشنفکران و فرهیختگان پیشه کنند؟ آیا باید تجربه غرب را ،ما هم تجربه کنیم یا مذهب را از دست روحانیون مذهبی که از آن تغذیه میکنند و ضد ارزشهای دینی و اخلاقی عمل میکند آنرا را به اختیار خود مردم بگذاریم ؟ راهی جز این نیست که نمیشود با مذهب مبارزه کرد؛ باید دین جدا از دولت به وظیفه اخلاقی بین مردم ادامه دهد و از این طریق کمبودهای معنوی خود را جبران کنند و دین را وسیله نزدیکی بین مردم و همبستگی انسان‌ها قرار دهند و از قدرت مذهب بجای تخریب و ضدیت باهمدیگر در نوع دوستی بین انسانها، استفاده شود. تنها این راه هست که دین و ایدئولوژی از دولت جدا باشد،تا دین ابزار دست زومداران قرار نگیرد، همانطور که بارها مطرح کردم هر وقت دین وارد حکومت شد هم دین را ضد اخلاقی و هم دشمنی بین انسان‌ها را افزایش میدهد و بجای تعامل، نزدیکی و همبستگی بین همه مردم در تضاد و تقابل باهم قرار میگیرد
اگر گفته می‌شود که خدا یکی است.بنابر این یک خدا نمیتواند عقاید مختلفی داشته باشد ، حتماً این انسان‌ها هستند که درک و فهم و منافع خود، خدایی میسازند که با خدای رحمان و رحیم در تضاد و تناقض میشود!؟
برای افشای چهره ضد مردمی و خشونت طلب روحانیون حکومتی و دین سیاسی باید دین آن‌ها را با دین مردم که با دگراندیشان و دگرباوران دشمنی ندارند جدا کرد؛ عیسی به دین خود و موسی بدین خود،(2) لکم دینکم ولی الدین؛ لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد و من الغی؛(3) اکراه و زور در دین .نیست راه رشد و ترقی از راه ماندن و بی ثمری از هم جداست
برای اینکار روشنقکران هر جامعی باید از کتاب دینی همان جامعه آشنایی پیدا کنند و قرائت رحمانی از دین جامعه را معرفی کنند.
در ایران که مردم اکثراً مسلمانند باید نو اندیشان دینی این مسئولیت را بعهده بگیرند و در جوامع مسیحی، یهودی، و ... همینطور مسیحیان ،یهودیان، هندوها و... هرچند این مسئولیت در ایران با وجود حکومت مذهبی کار خطیری است. حاکمیت مذهبی با همه تبلیغات و ابزار سرکوب که در اختیار دارد، هر نوع برداشت غیر از برداشت حکومتی از دین را بر نمیتابد و هرکس با قرائت رحمانی و انسان دوستی از متن دست یازد، بعنوان مرتد و کافِر محاکمه و تا پای مرگ پیش می‌رود. همانطور که شاهد بودیم و هستیم، روحانیونی همچون آیت الله طباطبائی،منتظری، اشکوری ... و نو اندیشان دینی همچون هاله سحابی، هدا صابر،(متاسفانه این دو بوسیله حکومت مطلقه فقیه کشته شدند) تقی رحمانی، رضا علیجانی، ابوالحسن بنی صدر ، عبدالعلی بازرگان، دکتر محمد ملکی، دکتر پیمان و... این کار مهم را بعهده گرفته اند. بنظر می‌آید با رفرم (پروتستانتزم اسلامی)نمیشود حکومت مذهبی را که با خرافات و بوجود آوردن چاه جمکران و... تغییر در روش آن‌ها داد؛ بنظر بعضی از نو اندیشان مذهبی با انقلاب اسلامی در راهبرد و کاربرد، علیه حکومت اسلامی باید عمل کرد تا حکومت اسلامی و ولایت و حکومت مطلقه فقیه دست از تجاوز به حقوق مردم و آزادی که حق خداداد هر انسانیست، کوتاه شود
اگر مردم بدانند که آزادی و استقلال فکری ( نه مقِلد و رعیت) حق خدادادی و طبیعی هر انسانیست .براحتی تحت قیومت و بندگی کسی دیگری در نمی آیند


1- ساموئل هانتینگتون، (who we are? Samuel Huntington ) رئیس آکادمی منطقه‌ای و بین‌المللی هاروارد، که با نگارش کتاب «برخورد تمدن‌ها» نگاهی رئالیستیک و عریان به دیدگاه‌های نهفته در بطن جامعه آمریکا انداخت؛ در کتاب جدید خود با نام «ما کیستیم؟» به بررسی معضلی پرداخته که به‌زعم وی در سال‌های آینده، ایالات متحده را از پای درخواهد آورد. «چالش هویت» موضوعی است که هانتینگتون با تعصب بسیار به ‌آن پرداخته و با اصل قرار دادن دو محور «نژاد سفید» و «مذهب پروتستان»، ساکنان واقعی آمریکا را (از حدود ۳ قرن پیش) حامیان و حافظان فرهنگ «انگلو ـ پروتستان» نامیده و بر دیگر ساکنان ایالات مختلف این کشور به طعنه یا صراحت تاخته است.

2- سوره: 109 , آیه: 6 - لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ - (دين شما براى خودتان و دين من براى خودم )

3- سوره: 2 , آیه: 256 - لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ( در دين هيچ اجبارى نيست و راه، از بيراهه بخوبى آشكار شده است)