انسان،نوع تازهای بوجود میآورند که نه خدا آفریده نه طبیعت.فاجعه هولناکتر از آن است که بتوان تصور کرد. فطرت دارد تغییر جنسیت میدهد و آن سه طاغوت، امروز دیگر تنها با زور تیغ، قدرت طلا و فریب تسبیح وسوسه نمیکنند، بلکه زور و زر،قدرت خارقالعاده فریبکاری، ظلمت سازی و تباه کننده «علم» را و جادوی شگفتآور «هنر» را و قدرت قول آسای «تکنیک» را استخدام کرده اند! فاجعه امروز، فاجعه الیناسیون است ، جن زدگی، جن در درون او خانه کرده و بجای او تصمیم میگیرد و عقل او آسیب زده فقط باید تقلید کند
Sunday, February 3, 2013
Double standard by Minister Kenney on Iran and Iranian refugees
در روز شنبه دوم فوریه 2013 در یک روز خیلی سرد تورونتو عده زیادی از ایرانیان و غیر ایرانی برای جلوگیری از اخراج سپهر حاجی پور دست به اعتراض زدند. منم هم در این اعتراض شرکت داشتم. در صحبتهای خود مثل دیگر سخنرانان از تبعیض بین افراد مطرح شد. چرا دولت استون هارپر به امثال خاوری و داماد بن علی و .. براحتی مقیم کانادا میشوند ولی افراد عادی اخراج می شوند؟
Thursday, December 6, 2012
ولایت فقیه یا خلیفه؟ فرعونیت در مصر
ولایت فقیه یا خلیفه؟ فرعونیت در مصر
فرعونیت در مصر همچون ایران در لباس فقیه مطلقه بر میگردد؟
کشورهای غربی با مردمسالاری (دموکراسی) و دولت ملی و مستقل در نقشه خاور میانه بزرگ خود بر نمیتابند. نقشه
خاورمیانه بزرگ برای کشورهای کشیده شده است که مستقیم در کنترل آنها نیستند. غرب سعی
میکند با بوجود آوردن اپوزیسیون طرفدار منافع خود و مسلح کردن آنها با حمله نظامی آن
کشورها را اشغال کرده؛ تا به منابع نفتی , گازی و استراتژیکی خود برسد و برای محکم
کاری با اختلافات قومی زبانی و مذهبی که در
کشورهای منطقه وجود دارد, آنها را تقسیم نموده تا آسانتر بتواند کنترل کند. نمونه
بارز آن را در افغانستان، عراق، لیبی و حالا در سوریه شاهد هستیم.
حمله به ایران هم قرار بود پس از یازده سپتامبر 2001 با
محور شرارت خواندن ایران بعد از افغانستان
و عراق مرتکب شوند؛ ولی نتوانستند افراد صاحب نام و با نفود ،همچون حمید کارزای در
افغانستان و چلبی در عراق , برای ایران پیدا کنند. شکست در عراق و افغانستان سبب
شد، تغییری در سیاست غرب بوجود آید. اکنون بنظر میرسد، راهکارهای دیگری را دنبال
میکنند. از جمله با نابودی کشورهای طرفدار رژیم ایران ؛ سوریه، لبنان و فلیسطین؛آنوقت راحت تر به سراغ ایران
بیایند. بهانه را هم دیکتاتوران منطقه با ظلمی که به مردم خود میکنند، فراهم می
آورند. بین مردم و نظام ستمگر و آزادیکش فاصله
زیادی وجود دارد. اکثرا مردم بخاطر
سرکوب حالت انفعال میگیرند و بی تفاوت نسبت به کشور خود میشوند و به سیاست (هرچه
پیش آید خوش آید) دل میبندند. رژیم ایران هم
در سرکوب مردمش از دیکتاتورهای دیگر پیشتاز است. با عمل خود نسبت به مخالفین
ملی و مردمی و با رفتارش در رعایت نکردن حقوق بشر، به دشمن خارجی بهانه میدهد.
Saturday, August 11, 2012
حکومت جمهوری یا پادشاهی
حکومت جمهوری یا پادشاهی
حسن گلسفیدی
بحث بر سر حکومت جمهوری و پادشاهی یا سلطنت ادامه دارد و سبب شده که انرژی و
نیروی زیادی به هدر برود. بخاطر همین امر، ایرانیان در وضعیت کنونی که اکثرا متفق
القولند که استبداد مذهبی حاکم، به بن بست رسیده و ریزش نیروها از درون آغاز شده و
در دو حرکت اعتراضی در تیر 1378 و خرداد
1388 ونزدیک بود، از رژیم استبدادی مذهبی هم گذر کنیم؛ ولی به دلیل
اختلافات نیروهای پیشتاز و نفوذ گروهای وابسته به بیگانه و به خشونت کشیدن آن و
ترس بازگشت دیکتاتوری در شکل دیگری و
دلایل دیگر, به جنبش خود ادامه ندادند.
چرا مردم به مخالفین رژیم اعتماد ندارند؛ آیا، ترسشان
بیمورد است یا براستی حق دارند زمانیکه گروها در گفتاری و کرداری شفاف نیستند؟
از زمان مشروطه تا کنون ,صد و شش سال میگذرد.
سلطنت قاجار و پهلوی مشروطه سلطنتی را، زیر پا گذاشتند و بخصوص هر دو پهلویها بکمک بیگانگان به سلطنت رسیدند و هر دو هم با
کودتا بکمک بیگانگان حاکم شدند؛ هردوی آنها در خارج ایران فوت کردند. چرا بجایی
اینکه از استبداد پادشاهی درس گرفته و از آنها
گذر کنیم؛ سعی در مشرعیت بخشیدن به آن و تسلسل و چرخش باطل استبداد می پردازیم؟ از سرنوشت آنها که به مردم
پشت کردند و به کشورهای خارجی دل بستند و هردو در غربت در گذشتند نمیآموزیم.
نمیخواهیم قبول کنیم که بیگانگان هم تا آنجا که به منافع خود میدانند, از
آنهااستفاده کرده، وقتی ببینند ورق برگشته ، دنبال فرد دیگری میروند و همین تجربه
را در خوش خدمتی حسنی مبارک و بن علی دیدیم؛ تا آخرین لحظه از آنها بهره بردند بعد
به آنها پشت کردند. شاهد بودیم و هستیم که غرب وقتی مردم برخاستند با همان
اخوانالمسلمین ( یعنی دشمن خود ساختند ) حالا هم در سوریه علنا گروه القاعده را مسلح کردند؛ یعنی همان
کاری که زمان جنگ سرد در مقابل شوروی
کمونیستی کرده بودند! در ایران بعد از انقلاب 1357 هم شاهد اکتبر سرپرایز بودیم که
روحانیت با جمهوریخواهان مخفیانه ضد و بند کردند ولی در ظاهر آنهای که میخواستند
با احترام دو طرفه با همه کشورها، رابطه داشته باشند بعنوان خائن زندانی شدند.
Sunday, June 17, 2012
سالگرد پس ازانتخابات 1388 در تورنتو
سالگرد پس ازانتخابات 1388 در تورنتو
حسن گلسفیدی
روز شنبه 9 ژوئن برابر با 20 خرداد 1391 جبهه
متهد دانشجویی و مرکز بین المللی حقوق بشر در ایران، در سومین سالگرد حوادث پس از
انتخابات 1388 ، به بررسی چالشهای دموکراسی خواهی در ایران پرداختند.
در این جلسه چهار سخنران حضور داشتند ؛ آقایان
مجتبی واحدی ، رضا مریدی ،فرخ زندی، اردشیر زارع زاده.
دو گروه
برگزارکننده از دانشجویان و فعالان درون کشور در سالهای اخیر جنبش دانشجوی هستند.
بنظر می رسید، راه کارها و کاربردها، از واقعیتهای و تاثیرآن در داخل را، مد نظر
دارند. در این میان ، گروهای چند نفره ی هم، که خود را دموکرات و اپوزیسیون حکومت،
میخواندند! سعی در بهم زدن جلسه را داشتند که توسط عده ای پلیس که در محل حاظر شده
بودند جلوگیری شد.
من متوجه نمیشوم عده ای دموکرات و انقلابی! که در گذشته در کنفرنس برلن آلمان و
جلسات دیگران را بجای تبادل اندیشه و نظر، سعی میکنند بهم بزنند چه منظوری دارند؟
آیا این روش دموکراسی است؛یا بهر طریقی رسیدن به قدرت است؟ در این سالها در نشستهای
خود چند نفر بودند؟ چرا میخواهند بزور خود را مطرح کنند؟ فکر میکنند دیگران نمی
توانند ضد حکومت شوند و اگر هم مخالفند، باید از اینها اجازه بگیرند و گرنه، از
عوامل رژیم محسوب میشوند؟! گروه سلطنت طلب، داد از کشتار مردم توسط رژیم میزد و
فقط به کشتار رژیم فقها می پردازد، انگار کشته شدگان در رژیم شاه، ایرانی نبودند!
Thursday, June 7, 2012
جلال آل احمد ، دکتر علی شریعتی
جلال آل احمد ، دکتر
علی شریعتی
حسن گلسفیدی
اگر در تاریخ کشور ما دقت کرده باشیم عده کمی هستند که فرزند زمانشان هستند و دل بدریا میزنند
و سعی میکنند . در سخترین دوران که حکومت گران حق سخن گفتن و نقد را بر نمیتابند، پیام
خود را به مردم میرسانند. مبارزه برای آزادی و رهایی مرد م از قید بندگی، حق است؟ انسانهای
که همه زندگی خود را ، در این راه گذاشتند و از هیچ چیزی دریغ نگردند. در زمانیکه زنده
یادان آل احمد و شریعتی حرف میزدند کسی جرعت صحبت کردن نداشت . آل احمد با تجربه مبارزه با استعمار و استبداد داخلی چه آنزمان در
حزب توده بود و بعد بخاطر وابستگی آن حزب به روسیه و نداشتن استقلال در تصمیمگیری،
همچون خلیل ملکی از آن جدا شد؛ ولی دست از عدالتخواهی ( سوسیال دموکراسی) برنداشت.این انسانهای
آزاده، آزادی و استقلال و عدالت اجتماعی برای مردم ایران میخواستند. هرچند اگر بخواهیم
آنهای را به مذهبی یا غیر مذهبی بودن تقسیم کنیم از ارزش ایدالها و هدف آنها که عدالتخواهی
و برابر خواهی هموطنان خود بود،کم نمیکند.هدف مهم است، نه وسیله. ایدئولوژی چه مذهبی
چه غیر مذهبی وسیله است برای عدالت اجتماعی ؛ وقتی اهداف ملی را دنبال میکند معنی پیدا
میکند. زنده یادان؛ محمد نخشب(سوسیال دموکراسی دینی) آل احمد ،خلیل ملکی شریعتی، بهرانگی،
شعاعیان ، گلسرخی ... چنین افرادی بودند. آل احمد و شریعتی ، زمانی آگاهی رسانی
میکردند که حکومت کودتا علیه دولت ملی، از مدرنته صحبت میکرد که ایران را به دروازه
های بزرگ تمدن (بدون سهیم شدن، روشنفکران و مردم ایران)، برساند! یعنی مدرنزاسیون با
صنعت منتاژ و اصلاحات ارضی همراه شدن با سرمایداری کمپرادور و نابودی صنعت و کشاورزی
داخلی و وابستگی کامل به بیگانه. مدرنزاسیونی که بدون مدرنته و آزادی مطبوعات و نقد
و ... دنبال می شد! کنار زدن مردم از شرکت در سرنوشت کشور؛ همانی میشود که سال
1357 اتفاق افتاد و حالا هم بوسیله حکومت فقها، بنام اسلام سیاسی تکرار میشود! حکومت مطلقه فقیه هم ، با کنار زدن مردم، در شرکت کشور خود همان
راهی میرود که رژیم گذشته رفت؛هرچند، از پیشرفت ایران صحبت میکند؛و میگوید، همه جای
ایران ، برق ، گاز ، تلفن، جاده، دانشگاه ، درست کرده؛ کشور را اتمی میکند، ماهواره به فضا فرستاده و... ولی مردم
از حق آزادی و شرکت در سرنوشت کشور محرومند
و نوابغ ایرانی یا از کشور فرار میکنند یا بوسیله دسیسه های داخلی و خارجی کشته میشوند.
با همه اینها آیا مردم از حکومت راضی هستند؟ خیزش مردم در 18 تیر 1378 و 22 خرداد
1388 نشان میدهد که تا مردم در سرنوشت کشور خود شریک نباشند حتی حکومت بزور بخواهد
آنها را به بهشت ببرد، قبول نمیکنند؛ چون وقتی آزادی نباشد، آنها را راضی نخواهد کرد.
Thursday, May 24, 2012
برای ایران چه میتوان کرد؟
برای ایران چه میتوان کرد؟
حسن گلسفیدی
شنبه 19 ماه می 2012 کنفرانسی در تورنتو کانادا
با همکاری بنیاد فرهنگی فروردین برگزار شد که در آن، هم نخبها ( الیت) جامعه و هم
عموم مردم شرکت داشتند.هدف برگزارکنندگان این کنفرانس شرکت دادن همه اقشار جامعه،
در سرنوشت کشور خود بود. در سالهای گذشته بیشتر گروها و سازمانهای سیاسی این نوع
سمینارها را برگزار میکردند که بیشتر دیدگاه های گروه یا حزب خود را مطرح میکردند؛
به همین خاطر، جهت گیری سیاسی این گروها به همه تحمیل میشد. ولی در این روزها، ما
شاهد شرکت همه اقشار جامعه ،در سرنوشت کشور خود هستیم . همگی سعی میکنند نظرات و
جهت گیری خود را هم، مطرح کنند. در سمینار و جلسات گذشته، گروهای سیاسی دنبال قدرت سعی میکردند غرب را متقاعد
کنند که به ایران حمله کند و با شرکت و همراهی با گروهای طرفدار حمله غرب به منطقه ، شاهد بودیم؛ در
تظاهرات طرفداران حمله به لیبی و سوریه گروهای ایرانی،با آنها در تظاهرات، شرکت
داشتند و اعلام میکردند که ما هم خواهان حمله غرب به ایران هستیم! ولی جامعه
ایرانی با درایت دوراندیشی و تجربه کشتار و خرابی عراق ،افغانستان و لیبی، با شرکت
در گردهمایها و جلسات و نوشتن مقالات روشنگری ، یک صدا در مقابل گروهای دنبال قدرت
ایستادند و نشان دادند که هرچند ، مخالف
رژیم ضد آزادی و دموکراسی بر ایران هستند؛ در همان حال، مخالف ویرانی ایران و
کشتار مردم خود هم می باشند. این حرکت خود جوش و خردگرایانه ، واضع و شفاف، مخالفت
خود را علیه گروه های فرصت طلب ابراز داشته و اعلام کردند که ما نمیخواهیم ایران
ما را مثل لیبی و عراق ویران کنند ؛ آنگاه یک حکومت دست نشانده ای همانطور که در
افغانستان، عراق و لیبی بوجود آوردند برای ما بیاورند.
Thursday, May 17, 2012
مشرک چیست کافر کیست؟
مشرک چیست کافر کیست؟
حسن گلسفیدی
آقای سید حسن بنی طبا در ایران استار،هرهفته
نوشتهای بنام اسلام، از کتاب احادیث مینویسند، که با قرآن،کاملا در تضاد میباشد.
این مطالب را اگر یک نفر غیر مسلمان مینوشت، روحانیون حکومتی، فتوای قتل او را
صادر میکردند. همانطور که ایجانب مشغول یاد داشت و جمع آوری مطالب و تحقیق در قرآن
در این دو هفته بودم، مصادف شده است با
فتوای، آیت الله های حکومتی، علیه خواننده رپ ایرانی در آلمان، که بیشتر به
مغضلاتی که حاکمان بنام دین انجام داده اند، می پردازد؛ ولی عده ای که خود را بظاهر،
مسلمان میخوانند، میتوانند قرآن را هم دروغ بپندارند و اصل دین که توحید است نفی،
و شرک را جایگزین و خرافات را بنام دین تبلیغ کنند!
در ایران استار چاپ تورنتو کانادا، می 4 – 2012،
ایشان، در یاد داشتی تحت عنوان «حادثه عجیبی که در شهر ری اتفاق افتاد» چنین نوشتند:
...در نزدیکی حرم عبدالعظیم حسنی درشهر ری، یک قبرستان قدیمی هست که به ابن بابویه
معروف هست. این ابن بابویه همان شیخ صدوق است.... آرامگاه شیخ صدوق در گذر زمان،
بخاطر حمله مغولان و جنگهای خوارزمیان و تیموریان و علل دیگرچندین مرتبه خراب و
ویران شده و سالها در زیر خاک پنهان
گردیده بود؛ تا اینکه در حدود سال 1238 هجری قمری در
شهر ری سیلی عظیم و ویرانگری آمد. در این حادثه، واقعه عجیبی نیز اتفاق افتاد، بعد
از سالیان دراز، قبر مطهر شیخ صدوق کشف شد و بدن شریف وی تازه و معطر و کاملا سالم
و بدون هیچگونه تغییر و عیب و نقصی هویدا گردید و یک عده از علما از جمله پدر
مرحوم آیت الله مرعشی نجفی بر سر جنازه او حاضر شدند و در بین گل و لای سنگی را در
کنار جسد یافتند که روی آن نوشته شده بود « این مرقد عالم کامل، مورد اعتماد اهل
حدیث، صدوق طایفه، ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی است».
تاریخ حدیث، که در زمان خلفای بنی امیه و بنی
عباس و صفویه در فرقه های مختلف اسلامی نوشته شده، آنقدر زیاد است که اگر پیامبر
اسلام در تمام روز و شب، حدیث مینوشت و هیچ کاری دیگری نمیکرد؛ نمیتوانست این همه
حدیث بگوید که نویسندگان حدیث ، بیش از دویست سال، بعد از وفات پیامبر، بنام
پیامبر و خلفا و ائمه نوشتند! آنقدر حدیث نقل قول کردند که امروز یک طلبه اگر تمام
عمرش را در حوزه، حدیث بخواند نمی تواند تمام کند!
چه انتظاری است که روحانیون فرقه های
مختلف اسلام وقت نمیکنند که حد اقل کمی قرآن بخوانند و بفهمند که این حدیثها با
اصل قرآن مطابقت دارد یا نه؟ آنقدر در دین غلو کردند و حدیث ساختند که انگار نه
انگار این حدیثها متضاد با اصل قرآن است! اصلا خود خدا هم استقرالله، کم می آورد !
چطور ممکن است که جسم انسان بعد از هزار سال به خاک سپرده شده، بدن شریف وی تازه و
معطر و کامال سالم و بدون هیچگونه تغییر و عیب و نقصی هویدا گردد؟! هر جسمی پس از
مرگ طبق آیات قرآن، بخاک بر میگردد. شاید خدا در قرآن اشتبا گفته و این حدثها
حقیقت دارند!
ش آیه 6 سوره 1- اوست، كسى كه شما را از گل آفريد آنگاه مدتى را [براى شما عمر] مقرر داشت و ا جل حتمى نزد
اوست با اين همه [بعضى از] شما [در قدرت او] ترديد مىكنيد
سوره 21 آیه 35- هر نفسى
چشنده مرگ است و شما را از راه آزمايش به بد و نيك خواهيم آزمود و به سوى ما
بازگردانيده مىشويد
سوره 50 آیه 19- همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد
كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده
سوره 4 آیه 78- هر كجا باشيد شما را مرگ درمىيابد هر چند در برجهاى استوار باشيد
سوره 50 آیه 43- ماييم كه خود زندگى مىبخشيم و به مرگ مىرسانيم و برگشت به
سوى ماست
سوره 56 آیه 60 - ماييم كه ميان شما
مرگ را مقدر كردهايم و بر ما سبقت نتوانيد جست
در این آیات نشان میدهد، همه انسانها میمیرند
وقتی که خدا یکی است و لی ضمیر جمع «ما» استفاده شده است به چه معناست؟ چه چیزی را
میخواهد بگوید ؟ آیا غیر از این است «ما»یعنی این نظامات و قانون حاکم بر هستی ؟
قوانین حاکم بر هستی، طوری آفریده شده که این نظم باقی بماند ؟ مگر میشود از
قوانین حاکم بر هستی گریخت؟ هر موجود زنده ای یک روز می میرد. مگر پیامبران از مرگ
(و برگشت بخاک که از آن ساخته شدند)، توانستند بگریزند، که ابن بابویه بعد از هزار
سال جسمش سالم و معطر باقی مانده باشد؟!
این قرائت به رای خویش در قرآن چه جایگاهی دارد؟
آیا این نوع برداشت شرک و کفر نیست که
دروغ به خدا می بندند؟
کنار این، شفاعت خواستن از پیامبر و امامان را
هم اضافه کنید؛ که چگونه بجای خدا از انسانهای که آفریده خداست ، شفاعت می طلبند!
در قرآن آمده، خود پیامبر فقط انذار و بیم و هشدار دهنده است.
|
سوره 3 آیه 6 - بگو گواهى چه كسى از همه برتر
است بگو خدا ميان من و شما گواه است و اين قرآن به من وحى شده تا به وسيله آن
شما و هر كس را [كه اين پيام به او] برسد هشدار دهم آيا واقعا شما گواهى مىدهيد
كه در کنار خدا، خدايان ديگرى است؟ بگو
من گواهى نمىدهم؛ بگو او تنها معبودى يگانه است و بىترديد من از آنچه شريك
[او] قرار مىدهيد بيزارم
|
|
سوره 5
آیه 18 - و به جاى خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنان زيان مىرساند
و نه به آنان سود مىدهد و مىگويند اينها نزد خدا شفاعتگران ما هستند بگو آيا
خدا را به چيزى كه در آسمانها و در زمين نمىداند آگاه مىگردانيد او پاك و برتر
است از آنچه [با وى] شريك مىسازند
|
|
سوره 9 آیه 33 - بگو پروردگار من فقط زشتكاريها
را چه آشكارش [باشد] و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانيده است و [نيز]
اينكه چيزى را شريك خدا سازيد كه دليلى بر [حقانيت] آن نازل نكرده و اينكه چيزى
را كه نمىدانيد به خدا نسبت دهيد
|
|
سوره 10 آیه 9 - اينان دانشمندان و راهبان خود
و مسيح پسر مريم را به جاى خدا به الوهيت گرفتند با آنكه مامور نبودند جز اينكه
خدايى يگانه را بپرستند كه هيچ معبودى جز او نيست منزه است او از آنچه [با وى]
شريك مىگردانند
|
|
سوره 36 آیه 72 - بگو من تنها پروردگار خود را
مىخوانم و كسى را با او شريك نمىگردانم
|
سوره 6 آیه 5 - كسانى كه گفتند خدا همان مسيح پسر مريم است مسلما كافر
شدهاند بگو اگر [خدا] اراده كند كه مسيح پسر مريم و مادرش و هر كه را كه در زمين
است جملگى به هلاكت رساند چه كسى در مقابل خدا اختيارى دارد فرمانروايى آسمانها و
زمين و آنچه ميان آن دو است از آن خداست هر چه بخواهد مىآفريند و خدا بر هر چيزى
تواناست
سوره 14 آیه 3 - كسانى كه به آيات خدا كفر مىورزند و پيامبران را
بناحق مىكشند و دادگستران و عدالتخواهان را به قتل مىرسانند آنان را از عذابى
دردناك خبر ده
چرا دین و قوانین حاکم بر هستی
را تغییر میدهند؟ آیا غیر
از این است که با شریک کردن پیامبران و امامان، با خدا ، میخواهند تقلب کنند و خود
را نمیاینده آنها معرفی کنند؟ نشان بارز شرک و کفر( کفر هم یعنی حقیقت را پوشاندن)
و بنام خدا و نمایندگی او، حق را نا حق و مردم را که در چشم خداوند هیچ فرقی با هم
ندارند جز تقوا و پرهیزکاری، به روحانی و جسمانی تقسیم کنند! تا بتوانند همانطور که پاپ هزار سال حکومت مذهبی، علم و فکر را در اروپا تعطیل کرده بود و حالا در ایران ولایت فقیه را ،همان ولایت پیامبر، به مردم تحمیل کنند و هر
ظلمی را بر مردم روا دارند ؟! درخاور میانه از حکومت طالبان چه کابل چه
تهران همان حکومت دینی پاپ را اینبار بنام
اسلام بر مردم تحمیل میکنند و علنا علیه قرآن عمل
میکنند. فتوای هیچ آیت اللهی نمیبینیم که در مقابل شرک و کفر حاکمان دینی که اصل
توحید را نقض کرده اند، داده باشند! مگر قرآن نگفته باید به سخنان گوش فرا
داد و بهترین آنها را انتخاب کرد ؟ چرا رسانه ها را سانسور میکنند ؛ نمیگزارند
سخنان گفته شود؛ چرا هرکس سخنی و نقدی کند باید شکنجه و کشته شود حتی اگر آیت الله
هم باشد چه رسد به روزنامه نگار و دانشجو و...
Subscribe to:
Posts (Atom)
